الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
143
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
و شباهت داشتن مخلوقات ( به يكديگر ) ، دليل آن است كه شبيه و نظير ندارد . عقلها كنه ذاتش را درك نمىكنند و پردهها و پوششها اصل وجودش را مستور نمىسازند ، زيرا صانع و مصنوع با هم فرق دارد و محدود كننده و محدود شونده و پروردگار و پرورده شده با هم متفاوتند . « يكى » است ولى نه به معنى وحدت عددى بلكه به اين معنا كه شبيه و نظير و مانند ندارد « خالق و آفريننده » است اما نه اين كه حركت و رنجى در اين راه متحمل مىشود ، « شنوا » است ولى نه اين كه وسيله شنوائى در اختيار داشته باشد . « بينا » است ولى نه اين كه به وسيلهى چشم و باز كردن پلكها ، قدرت مشاهده پيدا كند . در « همه جا حاضر » است نه اين كه مماس با اشياء باشد از « همه جدا » است ولى نه اين كه مسافتى بين او و موجودات باشد « آشكار » است نه با ديد چشم ، « پنهان » است نه به خاطر كوچكى و ظرافت ، از موجودات با غلبه و قدرت جدا است ، و موجودات به خاطر خضوع در برابرش و رجوع به سويش از او مباين هستند . كسى كه او را با صفات مخلوقات توصيف كند محدودش ساخته ، و كسى كه برايش حدى تعيين كند وى را به شمارش در آورده . و آن كس كه او را بشمارش آورد ازليتش را ابطال كرده . و كسى كه بپرسد ، « چگونه است » توصيفش كرده و هر كه بگويد : كجا است ؟ مكان براى او قائل شده « عالم » بوده آن گاه كه معلومى وجود نداشت . « مالك و پروردگار » بوده حتى آن زمان كه پروردهاى نبود قادر و توانا » بوده حتى در آن زمان كه مقدورى وجود نداشت . قسمت ديگرى از اين خطبه ( كه اشاره به پيامبر اسلام است ) پيشوايان دين : طلوع كنندهاى طالع شد ، درخشندهاى درخشيد ، و آشكار شوندهاى آشكار گرديد ، آنچه از جاده حق منحرف گشته بود به راه راست بازگشت . خداوند گروهى را به گروهى تبديل ، و روزى را در مقابل روزى قرار داد . ما همانند كسانى كه در خشكسالى منتظر بارانند در انتظار دگرگونى بوديم . پيشوايان ، مدبران الهى بر مردمند و رؤساى بندگان اويند هيچكس جز كسى كه آنها را بشناسد و آنها نيز او را بشناسند وارد بهشت نخواهد شد . و جز كسى كه آنان را انكار كند و آنان هم او را انكار كنند وارد دوزخ نگردد . خداوند اسلام را ويژه شما قرار داد و شما را براى آن برگزيد و اين بخاطر آن است كه « اسلام » از « سلامت » گرفته شده و كانون بزرگوارى است . خداوند منهج و طريق اسلام را برگزيد و حجتها و دلائل آن را بيان كرد ( قرآن را فرو فرستاد ) كه ظاهرش علم و باطنش حكمت ، و نو آوريهاى آن پايان نگيرد . . .